خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





حنس لطیف

    من گونه ای از عاشقان حهان سومم 

    زنی ،که دستهایش تار تنهایی زده

    ونگاهش ....به نگفتن ها عادت

    زنی ،که همسر ،همسفر وهمدم علاج سالهای یلدایی اش نیست

    تقدیر و تقویم من از نحس اغاز شد 

    ماه اتش وشلیک  توپ های سرخ اتش برای خوش امد 

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    اه ،دلم میخواهد بیلی بردارم وزمین را زیر و رو کنم 

    مردگان را به صف کرده و زندگان را در قفس ....

    سالهای  تنهایی ام تیر میکشد و کلاغ همسایه در خاطرش نیست 

    کلاف های سردرگمی من در پنجه های گربه مطیع خانه 

    قلب من سرخورده از انتحاریست که خود با خود کرده ام 

    همه سرو پا دل شدم زبان و چشم دل

    دل به دل سپردم وبی دل از هر چه هست و نیست 

    تمام تنهایی های دنیا در تخت خواب من اند 

    وشبیه مترسکان میرهانند هیاهوی مرا 

    ....


    این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    حنس لطیف

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده